کارگاه دوزبانه کودک و مادر- ترم1، جلسه1
حسنا جون ، ماجرا از اونجایی شروع شد که من و بابا خیلی دوست داشتیم که شما زبان انگلیسی رو از همون بچگی مثل زبان مادری صحبت کنی ، به همین خاطر دست به کار شدیم و تو اینترنت در مورد این موضوع کلی سرچ کردیم و کارگاه دوزبانه کودک و مادر رو پیدا کردیم .
خلاصه ...
رفتیم توی سایتش:
که دیدیم توش نوشته:
"کودکان، به دلیل توانایی های ذاتی ذهنشان، قادر به فراگیری حتی بیش از دو زبان از بدو تولد می باشند. آن ها به راحتی با کسب تجربه از محیط اطرافشان، دو زبان را از هم تشخیص داده و قوانین دستوری و واژگان مربوط به هر کدام را، جداگانه در مغزشان دسته بندی کرده و بسط می دهند.
این حقیقت دارد که کودکان تا سن سه سالگی بدون هیچ مشکلی می توانند هر دو زبان را به طور کامل یاد بگیرند و به طور ثابت از یک زبان به زبان دوم جابجا شوند و به یک اندازه از هر دو استفاده کنند.
کودکان یکساله درصورتیکه دو زبانه باشند در بعضی از عملکردهای شناختی در سطحی بالاتر از کودکان تک زبانه همسن خود قرار دارند ."
...
عزیزدلمون ، خونه ما از کلاست خیلی فاصله داشت و رفتن و اومدن به اونجا خیلی سخت بود ولی از اونجایی که موفقیت شما تو هر زمینه ای برای من و بابا خیلی مهم بود تصمیم گرفتیم که توی این کلاس ثبت نامت کنیم.کلاسا یک ساعت در هفته بود و منم با خودت میومدم سر کلاس . کلاس جوری بود که مادر هم باید توی کلاس فعالیت می کرد .
اولین جلسه ای که رفتیم 9 اسفند ماه بود و شما یکسال و 12 روزت بود ، دیدم یکی از مربیات با بچه اش که حدود دو سالشه انگلیسی حرف میزنه و اونم قشنگ جوابشو میده!خیلی تعجب کردم .گفتم آخه مگه میشه؟؟ گفت امتحان کن.از همین امروز شروع کن باهاش انگلیسی حرف بزن.منم با اینکه باور کردنش برام سخت بود اما تصمیم گرفتم که دقیقا از همون روز با شما انگلیسی صحبت کنم و برای اینکه فارسی هم یاد بگیری بابا هم فارسی صحبت کنه.
کلاستم خیلی عالی بود ، قبل از اینکه کلاس شروع بشه هنوز مطمن نبودم که آیا کار درستی کردیم ثبت نام کردیم یا نه ، چون به نظرمون زمان کلاس کوتاه بود ، ولی وقتی کلاس تموم شد احساس می کردم که خیلی عالی بود و همه چی سنجیده برگزار شده بود
با هم شعر و آواز می خوندیم.با هم ورزش و بازی می کردیم.با هم خوراکی می خوردیم و یاد میدادن چطور خوراکیاتو با دوستات تقسیم کنی، در واقع در هر جلسه یک بازی جدید و تقویت یک مهارت جدید با هاتون کار می شد و در آخر جلسه هم یک یادداشت روانشناسی مربوط به اون جلسه می دادن که خیلی خوب بود ، جلسه اول برنامتون توپ بازی بود که مربیتون می گفت خیلی برلی بچه ها مفیده وشما هم حسابی خوشت اومده بود.
آخر کلاس یه خورده خسته شده بودی به صحبت مربیتون رسیدم که می گفت :" دقیقا بچه ها بیشتر از یک ساعت حوصله بازی وفراگیری مطلب رو ندارن وما به همین خاطر 1 ساعت در نظر گرفتیم ".
در نهایت خدا رو شکر کردیم که این مکان خوب رو به ما نشون داد و ما در اونجا ثبت نام کردیم.
راستی یه سی دی محتوی آهنگ و شعر های فارسی و انگلیسی هم دادن که توی خونه برات بذاریم .
و حالا حسنا خانم در کلاس :
توی کلاستون یه عالمه استیکرهای بچگونه بود که خیلی خوشت اومده بود.

با اینکه 18 روز قبل از تولدت راه افتاده بودی ولی چون تو چهار دست و پا مسلط تر بودی ترجیح میدادی چهار دست و پا بری

خلاصه دختر نازنینومن اولین جلسه کلاست مبارک باشه ایشاله دانشگاه رفتنت.



کارگاه دوزبانه کودک و مادر- ترم1، جلسه1 
